close
چت روم
عشقولانه

درباره سایت



هر بار كـودكـانـه دســت كـسـي را
گـرفــتــم،گُــم شــدم...
آنـقـدر كــه در مـن تــرس از
گــرفــتــن دسـتــي اســت،
تــرس از گــم شـدن نــيــســت...


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام دوستای مهربونم ..........
اسمم امیرعلی متولد مهرماه 1374
هستم
از اینکه سایت منو واسه دیدن
انتخاب کردید ممنونم
خوشحال میشم نظرات.انتقاد
و پیشنهاداتتونو بگید


پروفایلم فعاله اگه خواستید یه نگاه بندازید


___________________

گر سهم من از این همه ستاره
فقط سوسوی غریبی است ...
غمی نیست..... همین انتظار رسیدن
شب برایم كافیست


_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_


باورت شاید نباشد
خسته است این قلب تنگم


_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

آدما رسمشونه پابند دلدار نمیشن

خوب گرفتار میکنن اما گرفتار نمیشن

آدما رسمشونه شاخه به شاخه میپرن

دلو بیمار میکنن اما پرستار نمیشن.



_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

در امتداد نگاه تو لحظه های انتظار
شکسته می شود و بغض تنهایی
من مغلوب وجود تو می شودتنهایی
های من پایانی ندارد از دیروز تا
فردا بر بوم دل تنهایی را نقش
زده ام تنهایی را بوییده ام تنها یی
را در کنج دل نهاده ام و اکنون از
تنهاییهای دل می نگارم


_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

پشت سرت را هم نگاه نکن،
چیزی نمانده از تو .
یادت دارد می میرد .
خاطره هایت را هم پست می کنم
با باد . . . هرچه بادا باد !


_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

د: داشتن تو برای لحظه ای
به تمام عمر بی کسی ام می ارزد

و: وابسته تپش های قلبت هستم
که به روح ساکن من حیات می بخشد

س: سرسپرده برق نگاه توام
لحظه ای که مرا به آغوش گرمت
مهمان می کنی

ت: تک ستاره شب های بی
فانوسم شدی زمانی که از خدا
تکه ای نور طلب کردم

ت: تپش های قلبم در گرو
حضور توست که در رگهای زندگیم
جاری ست

د: دوری از تو درد آورترین
مجازات دنیاست

ا: آرامش تک تک لحظات زندگی
ام به لبخند زیبای تو وابسته ست

ر: روشنی بخش زندگی و
رنگ آمیزی زیبا برای رویاهای من هستی

م: معنی دوست داشتن یعنی
این......................



_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_

mer30
- I♥U`•.¸



و با تشکر فراوان از نویسنده و کاربر برتر سایت که ما را با تمام وجود حمایت میکند.

ایمان ♥ IMAN ♥



موضوعات

متفرقه.


آرشیو

آذر 1392

آبان 1392

مهر 1392

شهريور 1392

مرداد 1392

تير 1392

اسفند 1391

بهمن 1391

دی 1391

آذر 1391

آبان 1391

مهر 1391

شهريور 1391


نظر سنجی
نظرت در مورد سایت عاشقانه و عارفانه HESHKI.IR چیه؟؟؟




دختری یا پسر؟؟؟


دانشجو هستی؟؟؟




طرفدار کدوم تیم هستی؟؟؟




از چه اینترنتی استفاده میکنی؟؟؟






کدهای اختصاصی


آمار سایت
آمار مطالب
کل مطالب : 189
کل نظرات : 137
آمار کاربران
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 29

کاربران آنلاین

آمار بازدید
بازدید امروز : 59
باردید دیروز : 5
ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 176
بازدید ماه : 680
بازدید سال : 4,352
بازدید کلی : 88,888

هـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ شـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــ کـ ــ ـ ــ ـ ــ ـ ــی دات آی آر




سلام دوست عزیز به سایت هشکی خوش امدید.



به دلیل بروز بودن سایت از تمامیه صفحات بازدید نمایید.
و در نهایت لطفا انتقادات و پیشنهادات خود را در مورد سایت در نظرات با ما در میان بگذارید.



با تشکر مديريت.



سلام ...


Salam

بازدید : 494 بار دسته بندی : متفرقه. بوسه بذارید! [ ]


خوش اومدین ...


khosh oomadin

بازدید : 453 بار دسته بندی : متفرقه. بوسه بذارید! [ ]


عشق و دیوانگی ...


 

 

 

در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی کاری خسته و کسل شده بودند.
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک.
همگی از این پیشنهاد شاد شدند و  ...

 

قثص

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 457 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


همسفر ...


 

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من یه آسمون جدایی
اهل هرجا که باشی قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو باتو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هرچی که هست تو بخوای من قانعم
ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن
چی می شد شعر سفر بیت آخری نداشت
عمر کوچ من و تو دم واپسین نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

 

 

سیبل

 

بازدید : 381 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


اشک خدا ...


 

هنوز چشمانت با چشمانم عشق بازی می کند
شاید باور نکنی!!!
 در تمام شعرهایم
احساست می کردم ... ودلم
این غم دان پر درد
این صندوقچه اسرارت
هوای تو را بارها می کرد
و من قول تو را برای فردا ، بارها به او می دادم
و او مانند یک بچه از برای دیدنت
مدت ها غروب آفتاب را نظاره می کرد و
هنگامه شب مرا به اغما می کشاند....
و من عاجز از گفتن چیزها و ندانسته ها
بارها او را تنبیه می کردم.....!!!
نمیدانستم تو آنقدر برایم با ارزش بودی
که هم جسمم و هم دلم را صدها بار به جان کندن کشاندم
این مرد.......
این من!!!
نتوانست هیچگاه بگوید که چه دردی دارد.....
و در تمام لحظه ها اشک خدا را هم بر روی دیدگانش می دید
اما...
امروز آن باران بوی دیگری داشت...
در حوالی گلدان خالی دلم
و صدای آن از بس که دلم خالی بود
می پیچید و ساعتها صدای باران برایم تکرار دقایق بی سرانجام بود
آن درد.....درد دیدن و نگفتن کاش می مرد
اما اشکان خدا هم دیگر فایده ای ندارد................

 

 

 

یسبغت

 

بازدید : 393 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


ازدواج با همسر قبلی برادرم ...


 

 امان از دست نگاه هوس آلود که مرا شرمنده و بدبخت کرد و کاش با همسر قبلی برادرم ازدواج نمی کردم تا …. .

۶ سال قبل روزی که برای اولین بار خواهرزن برادرم را دیدم با یک نگاه عاشقانه شیفته اش شدم و مثل دیوانه ها ، بی طاقت و عجول به برادرم گفتم: هر طور شده ما باید با هم باجناق بشویم و …

 

سبیت

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 397 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


کورش کبیر ...


 

دختری به کوروش کبیر گفت:من عاشقت هستم....

 کوروش گفت:لیاقت شما برادرم است که از من

 زیباتر است و پشت سره شما ایستاده،دخترک

برگشت و دید کسی‌ نیست. کوروش گفت:اگر عاشق

 بودی پشت سرت را نگاه نمی‌کردی

 

 

یشس


بازدید : 362 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


عاشق شدن ...


 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم ترا پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز ترا در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم ترا با اشک هایم می چشید

 من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو، نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

 

سب

بازدید : 371 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


خدایا با من تماس بگیر ...


 

هر روز
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال می کند
هی با شماره های غلط ، زنگ می زند،‏ آن وقت
من اشتباه می کنم و او
با اشتباه های دلم
حال می کند.


دیروز یک فرشته به من می گفت:
تو گوشی دل خود را
بد گذاشتی
آن وقت ها که خدا به تو می زد زنگ
آخر چرا جواب ندادی
چرا بر نداشتی؟!
یادش به خیر
آن روزها
مکالمه با خورشید
دفترچه های ذهن کوچک من را
سرشار خاطره می کرد
امروز پاره است
آن سیم ها
که دلم را
تا آسمان مخابره می کرد.
×××
با من تماس بگیر ، خدایا
حتی هزار بار
وقتی که نیستم
لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار.

 

سیب


بازدید : 365 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


نگاه هرز ...


 

نگاه خیابانیاش را نمیتوانست کنترل کند و چشمچرانی برایش به نوعی عادت تبدیل شده بود. این عادت که از دوران مجردی با او بود باعث سردی روابط بین مرد جوان و همسرش شد و آنها کم‌‌کم از هم فاصله گرفتند. مرد به باوری اشتباه چشم‌چرانی در خیابان‌ها را برای خودش یک تفریح به حساب می‌آورد ولی فکر نمی‌کرد از این تفریح به خیال خود بی‌ضرر، به چنین بلایی مبتلا شود و گرفتاری بزرگی در زندگیاش به وجود بیاید و ...

 

سیب

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 384 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


دو عاشق ...


 

داخل سوپرمارکت با رامین مشغول کار بودیم. مثل همه صبح‌ها. داشتیم برچسب قیمت اجناس را می‌چسباندیم. رامین بالای نزدبان بود و یکی‌یکی اجناس را اسم می‌برد: «مایع ظرفشویی، بیسکوییت، دستمال کاغذی...» من هم قیمتها را روی برچسب می‌چسباندم و ...
- هیچ‌کس اینجا نیست کار مشتری‌ها رو راه بندازه؟
این صدای مردی بود که جلو در ورودی ایستاده بود. رامین جواب داد:و ...

 

 

بی

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 200 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


باز هم برای تو ...


 

هنوز هم عاشقانه‌هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم..
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم..
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است..

این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال باران می‌روم.
می‌دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است..
می‌دانم  یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،
کسی که جز تو نیست بازمی‌گردد..

می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شویم؛ پس بگذار بخوانم:
اولین عشق من و آخرین عشق من تویی
نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی..

 

شسی

 

بازدید : 187 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


روزهای بی تو ...


 

امروز هم گذشت یه روز دیگه از روزهای بی تو بودن

هنوز از این روزهای وحشتناک باقی مونده …

تنهای تنها میون این همه آدم سخته.

دلم میگیره وقتی بهش فکر میکنم

وقتی نگاه می کنم وتا فرسنگها کسی را پشت و پناهم نمی بینم

خسته شدم از این همه لبخند زورکی از این همه بهونه الکی

ای کاش یه ذره فقط یه ذره شهامت داشتم اونوقت واسه پنهون کردن بغض تو گلوم

سرفه نمی کردم ونمی گفتم مثل اینکه سرما خوردم

اونوقت دیگه بهونه اشکام رفتن پشه تو چشمم نبود

خسته ام از جواب دادن های دروغکی از اینکه به دروغ بخندمو اعلام رضایت بکنم تا کسی نفهمه روزگارم عالیه برای سوختن برای نابودی

من به اینا کار ندارم دلم واسه تو تنگ شده .

 

 

ewe

 

بازدید : 179 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


من باران اشکهایم ...


 

 

من باران اشکهایم را در ابر چشمانم پنهان میکنم

و با لبخند پوچی به نشانه تایید سر تکان می دهم

اما خودم میدانم که هر گاه درون خود را میکاوم

به یک غم بزرگ میرسم و آن غم نبودن

((((***توســــــــــــــــ♥♥ــــــــــــــــــــت***))))

 

قثف

بازدید : 208 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


دلایل با ارزش بودن زن ...


 

دلایـل بـا ارزش بـودن زن : 


به گفتـه یکی از بزرگـان زن اگر پرنـده آفریـده می شـد ؛


حتـما "طاووس" بـود . . .


اگـر حیـوان بـود حتـما " آهــو " بـود . . .


اگر حشـره بـود حتـما " پـروانـه " بـود . . . 


او انسـان آفریـده شـد ؛


تا خواهـر باشـد و مـادر باشـد و عشــق . . . 


زن چنـان بـزرگ است که خداونـد وعـده زنـان بهشـتی را


به مـردان مـؤمـن در بهشـت داده اسـت 


زن با احسـاس تریـن موجـودات خــداسـت ، 


تا حـدی که یـک گـل او را راضـی می کنـد 


و یـک کلمـه او را به کشتـن می دهــد . . . 


پـس ای مـرد مواظـب بـاش ؛


زن از دنـده تو ساختـه شـده پس تکبـر را کنـار بگـذار ،


زن از سمـت چـپ تو نزدیـک به قلبـت ساختـه شده ،


تا او را در قلبـت جا دهـی ، شگفـت انگیـز اسـت زن . . .


درکودکی درهـای بهشـت را به روی پـدرش می گشایـد


در جوانـی دیـن شوهـرش را کامـل می کنـد . . . 


و هنـگامی که مـادر می شـود بهشـت زیـر پای اوسـت ؛


قدرش را بدان ای مـرد . . .

 

 

fds


بازدید : 195 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


خواب آخر ...


وقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه می‌کنم
زیبایی‌ات را با بهار گاه اشتباه می‌کنم

از شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شود
عطر تنت می‌پیچد و دنیا معطر می‌شود

 گیسوت تابی می‌خورد، می‌لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می‌شود چون آبشاری موی تو

چون برگ گل در بسترم می‌گسترانی بوی خود
من را نوازش می‌کنی بر مهربان زانوی خود

آسیمه می‌خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا؟ تنها نرو من را ببر

من بی تو می‌میرم نرو، من بی تو می‌میرم بمان
با من بمان زین پس دگر هر چه تو می‌گویی همان

در خواب آخر عشق من در برگ گل پیچیدمت
می‌خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت

 

قفقغ


بازدید : 149 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


یک داستان عاشقانه و واقعی ...


یکی بود یکی نبود
یه پسر بود که زندگی ساده و معمولی داشت
اصلا نمیدونست عشق چیه عاشق به کی میگن
تا حالا هم هیچکس رو بیشتر از خودش دوست نداشته بود
و هرکی رو هم که میدید داره به خاطر عشقش گریه میکنه بهش میخندید
هرکی که میومد بهش میگفت من یکی رو دوست دارم بهش میگفت دوست داشتن و عاشقی
مال تو کتاب ها و فیلم هاست ...
روز ها گذشت و گذشت تا اینکه یه شب سرد زمستونی و ...

 

بیس

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...

 

 

بازدید : 188 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


داستان عشق (منصور و ژاله) ...


امروز روز دادگاه بود ومنصورداشت ازهمسرش جدا می شد.

منصورباخودش زمزمه میکرد ......

چه دنیای عجیبی است این دنیای ما!یک روز به خاطر ازدواج با ژاله سرازپا نمی شناختم

وامروز به خاطر طلاقش خوشحالم!

ژاله ومنصور هشت سال دوران کودکی روباهم سپری کرده بودند و ...

 

لیب

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 200 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


شیرینی فروش ژاپنی ...


در اوزاکا، شیرینی‌ سرای بسیار مشهوری بود. شهرت او به خاطر شیرینی‌ های خوشمزه‌ای بود که می‌ پخت.

مشتری‌ های بسیار ثروتمندی به این مغازه می‌آمدند، چون قیمت شیرینی‌ ها بسیار گران بود و ...

 

 

یسش

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...

 

بازدید : 225 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


بگذار منقرض شود نسل غمگین چشمانمان ...


من فرزندی به دنیا نخواهم آورد

بگذار منقرض شود نسلِ غمگین چشمانمان

نسلِ دل بستن های یواشکی

نسلِ خیسِ گونه هایمان

بگذار منقرض شود این دردهای سر به فلک کشیده مان

و این دل های شکسته مان !

 

سیب


بازدید : 150 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


کاش ...


کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی باتو میمانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت

دستهای تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا میرسی

کاش روز دیدنت فردا نبود ...

 

 

سیب


بازدید : 212 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


مرد ...


ببین دختر خانوم. . . .
یه قانونی هست که میگه:
تو هر چقدر هم روشنفکر باشی تو زندگیت به یه نفر نیاز داری. . . .
یکی که رنگ پریدگیت رو تشخیص بده!
یکی که به خاطر یه سرما خوردگی کوچیکت یه روز کامل مرخصی بگیره!
یکی که تو سرمای زمستون کاپشنشو در بیاره و بندازه روت!
یه "مرد"

.....

 

یسب

 

بازدید : 150 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


مکالمه جالب عاشقانه یک دختر و پسر ...


روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید …:
چرا مرا دوست داری …؟
چرا عاشقم هستی …؟
پسر گفت …:

 

 

sd

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 180 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


شهر غریب ...


 

غریب آمده بودم غریب خواهم رفت
نچیده سیب به رویای سیب خواهم رفت

میان بوسه طنابی به دار می بافند
به گونه با گل سرخ فریب خواهم رفت

صدای خواب براحساس شهر می پیچید
وگفت با دل من بی نصیب خواهم رفت

ومرگ سهم تمام حیات حـّوا بود
اسیردست رسوم عجیب خواهم رفت

به شوق باغ پراز یاس های شهرقدیم
ازاین بهاردروغین نجیب خواهم رفت

اگرچه گریه براین شهرجرم زندان داشت
میان همهمه هاعن قریب خواهم رفت

زمان کوچ شد افسوس،دست من خالیست
غریب آمده بودم غریب خواهم رفت

 

 

liu


بازدید : 154 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


انشای من ...


به نام خدا 

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

 

dafs

 

 و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 150 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


یه حالی دارم این روزا ...


چه جوری شد نمی‌دونم که عشق افتاده به جونم

خودت خونسردی اما من، نه اینطوری نمیتونم

دارم حس میکنم هر روز به تو وابسته‌ تر میشم

تو انگاری حواست نیست دارم دیوونه‌تر میشم

یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم

به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم

بگو با من چیکار کردی که اینجور درب و داغونم

نه گریونم نه خندونم مثل موهات پریشونم

من از فکر و خیال تو همش سردرد می‌گیرم

سر تو با خودم با تو با یه دنیا درگیرم

یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم

به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم!!!

 

ثصق


بازدید : 188 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


روزای کودکی ...


 

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..

آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند

تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند

تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!

 

سیبس


بازدید : 164 بار دسته بندی : عاشقانه. متفرقه. بوسه بذارید! [ ]


عشق مریم و علی ...


شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند و ...

 

 

سشی

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 261 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


اینجا ایران است ...




هـــــی مـــــردمـ

عـادتـ نـکـنـیـد کـهـ هـر زنـیـ را فـاحـشـهـ بـنـامـیـد...!


فـاحـشـهـ مـردیـسـتـ کـهـ از هـمـخـوابـیـ بـا سـگـ هـمـ نـمـیـگـذرد...


امـا بـرای ازدواج بـهـ دنـبـال دخـتـر آفـتـاب و مـهـتـاب نـدیـده اسـت !


دخـــــتـــــرکـ ...


هـیـچـگـاهـ بـرای بـدسـت آوردن مـحـبـت کـسـی" تــنــت" را بـهـ او مـسـپـار !


هـیـچ تـضـمـیـنـی نـیـسـت کـه فـردا تـورا فـاحـشـهـ نـخـوانـد ...


حـواسـت بـاشـد !


ایـنـجـا ایـــران اسـت ...


ایـنـجـا تـنـهـا سـرزمـیـنی اسـت کـهـ مـتـضـاد بـاکـره فـاحـشـهـ است ...
 
 
lk

بازدید : 209 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


خواب آخر ...


 

وقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه می‌کنم
زیبایی‌ات را با بهار گاه اشتباه می‌کنم

از شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شود
عطر تنت می‌پیچد و دنیا معطر می‌شود

 گیسوت تابی می‌خورد، می‌لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می‌شود چون آبشاری موی تو

چون برگ گل در بسترم می‌گسترانی بوی خود
من را نوازش می‌کنی بر مهربان زانوی خود

آسیمه می‌خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا؟ تنها نرو من را ببر

من بی تو می‌میرم نرو، من بی تو می‌میرم بمان
با من بمان زین پس دگر هر چه تو می‌گویی همان

در خواب آخر عشق من در برگ گل پیچیدمت
می‌خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت !!!


 

صقبث


بازدید : 163 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


نگاه و فریاد ...


 

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم و ...

 

بسب

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 149 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


پیش داوری ...


درست حدس زده بودم، می‌دانستم اگر کلاه کاموایی بر سر بگذارم به پیش‌داوری‌های غلط مردم دامن می‌زنم، و آنها بازهم معلولیت مرا به حساب تنگدستی و نداریم می‌گذارند و ...

 

بسی

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 168 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


چادر سپیدت را سرت کن بانوی مهتاب ...


 

آنقدر جسمت را برایم برهنه کردی که یادم رفت روح عریانت چه شکلی بود!

آنقدر سعی کردی برجستگی های بدنت را نشانم بدهی که وقت نشد یادت بیاورم که می توانی چه شخصیت برجسته ای باشی !

بیا و تمامش کن ، خودت را به یاد بیاور چادر سپیدت را سرت کن بانوی مهتاب

اگر ممانعت نکنی فرشته های مهربان با دستهای لطیفشان این لباس های کثیف دنیا را از تن روحت در می آورند ...

آنجاست که لطافت عشق را لمس می کنی آنجاست که می فهمی خدا مهربان تر از آن است که قصد اذیت کردن مارا داشته باشد !

لذت لمس لطافت ایمان را از دلت دریغ نکن ...

چادر سپیدت را سرت کن بانوی مهتاب ...

 

صثق


بازدید : 169 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


بی اعتنا به نتیجه دوستت دارم ...


 

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد و ...

 

 

ثصقف

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...

 

بازدید : 203 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


چگونه ...


 

آرزو دارم فراموشت کنم اما چگونه؟

 

 از نهیب سینه خاموشت کنم اما چکونه؟

 

 آروز دارم در آغوشت کشم من بی مهابا

 

 دست خود را حلقه بر دوشت کنم اما چگونه؟

 

 دست هایت را بگیرم پیش چشمانت بمیرم

 

 زلف خود را همچو تن پوشت کنم اما چگونه؟ 

 

سر به دامانت گذارم تا که جان در سینه دارم

 

 خواب نازی در کنج آغوشت کنم اما چگونه؟

 

 

شسی

 

بازدید : 188 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


SMS عاشقانه ...


 

برای مشاهده SMSهای عاشقونه به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

 

 

قثف

بازدید : 153 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


کلمات ...


 

تلخ ترین حرف : "دوستت دارم اما ..."

شیرین ترین حرف : "... اما دوستت دارم"

به همین راحتی جا به جایی کلمات زندگی را دگرگون می کند!

 

 

بسیب


بازدید : 169 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


زن باهوش ...


 

مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و

فقط مقدار بسیار اندکی از درآمدش را صرف معاش خود می کرد

و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت و بدبختی با خود شریک نموده بود.

تا اینکه روزی از روزها او به بستر مرگ افتاد و ...

 

شس

 

و ادامه داستان در ادامه مطلب ...


بازدید : 214 بار دسته بندی : عاشقانه. داستان عاشقانه. بوسه بذارید! [ ] ادامهـ مطلبــ …


اگه ...


 

اگه بهش
زنگ می زنی ردمیکنه

اگه بهش میگی دوست دارم واون فقط میخنده

اگه شبابدون شب بخیرگفتن توخوابش میبره

یعنی تاریخ انقضای تو توی دلش تموم شده!

  باقانون ادمانجنگ!

  غرورت له میشه....!!!

 


ث

 

بازدید : 201 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]


دل آدما ...


 

دل آدما،

شیشه نیست که روی آن ” هــــــا ” کنیم

بعد با انگـــشت قــــلب بکشیم و

وایسیم آب شـــدنش رو تماشــــا کنیم و کیـــــف کنیم !!!

رو شیشه نـــازک دل آدمـــا اگـــه قلبـــــــــی کشیدی

باید مــــــــردونه پـــــــاش وایســــتی …

 

 

f

 

بازدید : 175 بار دسته بندی : عاشقانه. جملات عاشقانه. بوسه بذارید! [ ]

برای همه ی بازدیکنندگان از طرف هـ ـ ـ ـ ـشـ ـ ـ ـ ـکـ ـ ـ ـی



ارتباط با مدیر سایت

   در فیس بوک

فید برنر

آر اس اس


خبرنامه

با نوشتن ایمیل خود در کادر زیر و فشردن دکمه ثبت ، جدیدترین مطالب سایت را در ایمیل خود دریافت نمایید

خبرنامه

ایمیل خود را وارد نمایید


ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد











Copyright © 2013 - Allright Reserved - Template Designer HESHKI - Powered By Heshki.ir

ابزار هدایت به بالای صفحه